و فرض کنید (ها
؟! وجود دارید
؟!؟ ) که ما تو این ۲۸.۷ متر مربع حیاط هم باز از این دومای حاضر می بریم ![]()
فقط هارت و پورت دارن دیگه ملت :پی با یک نگار طبال :دی
گروه شاد ورزش فرزانگان تهران پس از زنگ نماز تقدیم کرد : مسابقه وسطی پایه اول و دوم
اول دوما وسط بودن که اون خانوم ترسناکه تایمر رو روشن کردو برو که رفتیم :دی با ضربه ی اول افسون نفله شد :دی بعد دیگه شیدا و آیدا و آیدا و رومینا و کیانا شروع کردن به کیش کیش و آره و اینا و من مریض از روی آبنما (لجن نما *** ) نظاره گری بیش نبودم ![]()
بعد دو نفر وسط بودن که شروع کردن ۵۹ .. ۵۸ .. ۵۷ .. ۵۶ .. و بچه ها تن تن توپ می زدن
لامصبا چموش بودنااا
یکیشون خورد اونیکی بل گرفت /:) ۳۲ .. ۳۱ .. تق .. توق ..۲۸ .. هی .. هورا !!
بیچاره نفمید از کجا یه توپ خورد بش بعد داشت فک می کرد از کجا
که اونیکیم خوردو این دوما دس به دامن رحم داور شدن
و باز هارت و پورت و شلوغ پلوغ کردن
و باز تابلویی کوفیده بر دیوار شدند
بعدش هم ما رفتیم وسط (من همچنان ناظر) که طرفین توپ رو قل می دادن و بچه های ما اون وسط گپ می زدن هر از گاهیم به افتخار تماشاچیا یکی دو تا بل می گرفتن :)) سوما هم مارو تشویق می کردن و رو به دوما به حالت دو دست با زاویه نود درجه در آرنج بالا بود و می اومد پایین با ریتم ری .. دی .. =)) که من اول فک می کردم نفس نفس می زنن (هی .. هی .. =)) )
بعد هم مقادیری تشویقشون کردیم و آخرشم جم شدیم و های و هوی و بردیم و اینا .. با اینکه عادت داریم ولی مدتها بود نیمده بودن طرفمون خب ![]()
قرارم هس پیش و سوم مسابقه بدن هفته بعد بعد ما با برندشون دارادارام :دی
پ.ن : شب یلداااااااا...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پ.ن : نوشته شده توسط بیژن ![]()
![]()
![]()

