تبليغاتX
بازگشت جیگربلا - چه می کنند این شکوفه ها
بیست دیقه به شیش کله ی سحر :

من واقعا به حسن انتخاب و تنوع طلبی شما اولیای عزیزم مفتخرم (افکار یک مشا هنگامی که تاکسی هنگام عبور از سر کوچه از جلوی راهنمایی می گذرد)

من واقعا به شانس مملانه ی خویش مفتخرم (افکار همان مشا هنگامی که مسئول معاونین اددد از همان تاکسی می خواهد به مدرسه برود ، آن هم چش تو چش مشا ، و تاکسی دربست است ، و مشا تا زبانش وا شود رفته است !!)

من واقعا به جا گیری ابعاد خویش در یک متر مربع مفتخرم (افکار طلفکی مشا هنگامی که بچه ها وورو وور به کندو .. امن .. ببخشیییید اهم : به حیاط می ریزند)

اصن یک افتضاحی بودااا .. گله گله سرگیجه گرفته بودم اصن :(

بعد یکی اون وسط گفت بچه ها تو حیاط صف ببندین .. ما :  نمنه ؟!؟! واس صف بستن مگه نمی بردنمون باشگا ؟!؟!؟ اینا مگه روزه نیستن چرا هوس ساردین کردن آخه ؟!؟

بعد دیگه کلی مقدمه چینی و فواید هدبند و .. افتخارات  مخصوصا تیم والیبالمون با اون کاپه که گرفته بووووووووووووودددددددددد  

که البته اینارو من سعی کردم بخوابم که معاون عزیزمون گوشزد کرد ..

بعد دیگه رفتیم سر کلاسا ، که اولیش زبان بود زنه یکی یکی اسمارو پرسید + رنگ مورد علاقه + تعداد خواهر برادر + سن .. لپیمونو بچشه وای چگده گشنگیم همه هم با لهجه ی آی ام ا بوک !

بعدم یه اعلام پرواز .. امن نه ینی زنگ تفریح بود که ما اومدیم پایین و تا بیایم سوک سوک کنیم زنگ خورد باز !! :(

مث که زمان کوروش حیاطا خیلی فسقلی بوده .. چون تو اون حیاطه فقط جا واسه استقرار نصف کمتر بچه هاس !

بعدم ادبیات که این خوب بود و بحث کردیم و اینا

بعد دوباره ساک ساک

بعد ریاضی که درمورد چگونگی حل معضل بیکاری در هند () توضیح داد (یه چیزی به اسم برج هانوی که واسه جا بجا کردن ۶۴ تا حلقه از یه میله (بین سه تا میله) به یه میله ی دیگه با قوانین خاص که می شد ۲ به توان ۶۴ حرکت - ۱ کاهن دارن و الان یه بنده خدایی داره اونارو جابجا می کنه و عقیده دارن وقتی تموم شه آخر دنیاس  و اینا رسما به میل خودشون خودشونو می خوان تا آخر دنیا بذارن سرکار

و همچنین چگونگی حل معضل بیکاری در ایران برگشته می گه یه عدد بوگو که ۶ رقمی باشه بعد اگه در ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ضرب شه ارقامش تغییر نکنه  بعد آخرش می رسیم به یه عددی که اول راهنمایی بهش رسیده بودیم

بعد دیگه یه پرواز که تاخیر داشت (استعاره از زنگ تفریح ۳۵ دقیقه ای )

بعد زنگ شیمی ۱ ساعت و بیست دقیقه ای با دورگه ی پروفسور بینز + اسنیپ !! که گفت فردا زنگ اول باهاتون کلاس دارم و می پرسم  و گفت یه امتحانایی ازتون میگیرم که بهتون نمی گم کیه .. بعد ما پرسیدیم هیچکدومو ؟!؟ بعد گفت اگه خیلییییییییییی خیلییییییییییییییییی جنجالی باشه مث ترم مثلا بهتون میگم  نه می خوای بذار کنکور بگو

بعدشم دیگه بازگشت ساردین..یافت سرویس .. دیریدیرمممم !!

+ نوشته شده توسط دندان عقاب در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 17:39 |