بعد ورمون داشتن بردن آمفی تئاتر ، صدامون عین کندوی در حال پاشدن (پاشو پاشو اوله ، عفاف جونو نگا کن ، با حرفای قشنگش ، بدجور بهش نگا کن ) بود !!
بعد از تعیین سطح رفتیم از خاله نغمه یه پوشه و مهممون رو گرفتیم (یک برگه که گویا مهم بود و واسه انتخاب پژوهشاس ) و خودکارم داشت تازه
بعد بادبانهارو کشیدیم و رفتیم که بریم به مبانی هنر :
هنر آزاد ول ، برای پرکشیدن افکار شما !! موسیقی بررسی می کنیم ، نقاشی می کشیم ،فیلم نمی سازیم (!) ، انتقام علیشاهی از معلم هنرای بی فکرش !! ( من علی شاهی را دوستدار می باشم :دی !! طرز فکرش خیلی باحاله !!) کلا هنر با عشق و حال و آزادی و آموزش و اینا :دی
بعدیش : اشول و مبنای شیاشی و تاثیرات آن بر یک چیزی !! :
مستر شکوهی بودن که نشوندنمون سر جامون و انقلاب فرانسه رو پرسیدن (که من گفتم هزارو نهصد و سوت !!) و توضیح دادن که یک فرزانگانی به تعداد هسته های یک خورجین زیتون پرورده در مورد سیاست حالیشه :دی !!
بعدی : ادبیات عرفانی
می شینیم آثار خیام و حافظ و مولانا رو بررسی می کنیم + خودشون + بحث درباره نظریه هاشون !! (البته به لطف پریا خانم ما نیم ساعت داشتیم بررسی می کردیم که سی تا مرغ بودن یا هزار تا و اگه از هزار سی تا کم کنیم چی میشه !! :دی)
بعد : مهارت های هوش اجتماعی :دی
رفتیم اونتو خانومه درباره کنترل خودمون و عوض کردن خودمون و تعهد اخلاقی و اینکه اگه بیایم این کلاس میشینیم محترمانه فحشای قابل دهش به یک نفر رو بررسی می کنیم و کمکش می کنیم از فحشیت درآد و یه سری چیزای دیگه حرف زد اما از اونجا که ما مشغول رسیدن به لایه های رنگی زیرین بودیم نفمیدیم کامل :دی (می دونستین قبلا نیمکتا سفید بوده نه سبز ؟!؟؟ :پی )
کلا کلاس خوبیه ، اما من از معلمش خوشم نیمد زن پروفسور بینز بوده یحتمل !!
بعدیم : حفظ قرآن
رفتیم اونجا زنه شروع کرد توضیح دادن : بچه ها آیا میدانستید از کجا می دانیم قران تحریف نشده ؟!؟
- نـــــــــــــــــــــــــــه
؟!؟!؟
-تو قرآن نوشته !!
-![]()
چی میگی ؟!
بعدشم داش می گفت الله بهترین نامه واسه خدا که من گفتم اصن مگه نام مهمه ؟! مهم وجودشه و اینا !! یه سری چیزای کلیشه ای دیگه هم گفت که به همین ترتیب جوابشو دادیم و کلا حالشو گرفتیم و اومدیم !! دین و ایمونو زیر سوال می برن !! می گه اگه فلان ذکرو شبا بگین عین اینه که رفتین عمره !! (تو دوربین مدرسه هم داد زدیم خاله نغمههههههههه ؟!؟! :دی !!) تازه نصفشم داشتیم با حصیرای زیباسازی مدرسه شمشیر بازی می کردیم :پی
بعدم رفتیم تئاتر :
یکی از فارغ التحصیلای همینجا که رتبه دو هنر شده (شکیبا) تئاتر درس می ده که مث اینکه نبوغ تئاتره و ما رفتیم تئاتر :دی
علوم رو هم بعدا خدمتتون آپش می شم ![]()

