همیشه وقتی میخوام خودمو در سال تخصیلی آینده تصور کنم خودمو هنوزم تو راهنمایی میبینم کلاسهای راحت و پر از دوستات! درسهای آسون و غیر پیچیده !! معلم های درهم که سوا ( یا صوا یا ثوا ) نداره!! زنگ تفریح های باحال - پر از والیبال و مسابقه و خانم ها بفرمایید سر کلاس و بوب بوریبو ها و خانم منتظری با اون لهجه یی که نفهیمدم کجایی آخر و کلی چیز برگر اونم اول صبحی " اما ن از دست شما بیا اینم چیز برگر !!" زنگ های نماز زنگ های ولگردی!! پر از بستنی یخی دورنگ صد تومنی ... " سعیده جون ما بیایم تو؟؟ "پر از خانم منتظری دوباره یه سوپ یه فلافل !! چقدر من از زنگ های آخر متنفرم اه!!
والیبال! عشق نفس!!مم چی میگن ... جایگاه من!! اصن بدون والیبال یه احساس ضعف محسوسی دارم!! هی با الناز دعوا که تو همش پاسوری!! هی دعوا با مهسا که مال همه رو میزنه!! هی شیره شیره!! هی دفاع کردن و فهمیدن اینکه از انگشتم یه عصب به دهنم وصله که باعث فریااااد میشه!!هانیه با اون ساعداش عین دسته بیل :دی!! هی سرویس نزدن! : )) هیچکدوم از اینا بیرون اون زمین ۱۷ در ۸ و اون تور پاره پور و کوتاه که حال نمیده که!! خیلییی کیف داره!!هرچقدرم که زیر آفتاب رو به روی پنجره ی نمازخونه کنار یکی از دیوارهای خارجی مدرسه دچار سوختی درجه ۲ بشی!! بازم کیف داره!! خانم اسلامنش رو بگوووو " خانم های والیال بفرمایید سر کلاس " - " خانم اسلامنش یه دونه یه دونه آخریشه!!! "
اااااا یه بار که زنگ تفریح ۱۵ دیقه ای شد ۳۰ دیقه چون اسلامنش و صفایی داشتن با ما بازی میکردن :)) اینست والی!!
سال سوم هنوز که نرفته بودیم مدرسه میگفتیم ااااا فیلتر بابا چه غولی!! من و ممل از تابستون میخواستیم دینی بخونیم برا فیلتر هنوز که هنوز که نتایج رو دادن هیچکدوممون دینی نخوندیم!! اینست جیگربلا اوندفعه که تظاهرات کردیم !! خب آخه خداییش!! امتحان تاریخ و اجتماعی و زیست و ریاضی تو یه روز فیلترم ۵ شنبه هفته بعدش!! ما هم همه متحد شدیم ! رفتیم گفتیماین ۴ تا امتحان رو حذف کنید گوش ندادن!! ماهم نشستیم همه جلو در آموزش!! صفایی اومده از ۳/۳ای ها پرسید چی شده؟؟ میگن از ممل بپرسین!! از ۵/۳ ای ها هم پرسید میگن از فری بپرسید!! اومد تو کلاس ما سرویسمون کرد برگشت!! :)) بعدم اون ۴ تا امتحان رو گرفتن فیلترو حذف کردن! :)) رفتیم تو خونه فیلتر دادیم :دی!! این یکی از رکورد های ناریخ فرزانگان از پایه ما بود !!
یکی دیگشم این بود که سال دوم سر مسابقات کلاسی والیبال تیم ما ( من و ممل و فلشک و فلشچه و مهتا و یدونه هم مهسا :دی!) تیم ۵/۲ رو ۱۵ -۰ بردیم! یه همچین مسابقه ای نداشتن هیچ سالی! :->
یکی دیگه هم بود یادم نمیاد!!
من از این پس هروقت آپ کنم همینطوری میکنم ! نه خنده داره نه شکلک داره ( اونایی که میاین نظر میدین شکلکاتون فلان ... الان بیاین بگین فری باز از این کارا بکن به ما هم سر بزن!! ما چاکر شما بازدید کننده ی عزیزم هستیم!! :دی!! ) قط درباره ی مدرسه است!! اگه کسی میخونه نظرم میده خیلییییییییی گله !! اگه کسی نمیخونه نظر میده خیلی گله اگه کسی نظر نمیده خله! اگه کسی میخونه نظر نمیده خیلی اسکوله !! خلاصه که بر این شدیم!! ترجیحا همون آپهای ممل را بخوانید!!
پ.ن: عجب آپی شدا!! نه سلام نه عنوان نه هیچی شده حکایت اون عمله بود که پا برهنه پرید وسط حرف یه مهندسه گفت بیلم کو؟ یادت اومد؟؟ خب من اون مهندسم ( یک عدد عینک آفتابی مارک دار ( نهایت استفاده نکردن از شکلک!!))
سلام که نکردم خدافظی میکنم لااقل :دی!! بای بای!!
یک عدد ویرایش : بازدیدکنندگان عزیز حالا ما از متن آپ یه سوال در میاریم : کسی که اینهمه فحش به نظرندهندگان می دهد و نظرات را می بندد دقیقا چیست !؟!؟!؟ (چون من حوصله وا کردن نظرات را ندارم سوال تکمیلی : کسی که نظرسنجی می کند و نظرات را باز می کند چیست ؟!؟!؟ خودشه .. یک ممل !! :-> !! )
ویرایش فری : حالا من از اون ویرایش یه سوال در میارم کسی که کلا وبلاگ را دو سه باری به هنگ واداشته کیست؟؟ نه جون من؟؟؟ برا راهنمایی همونیی که هی تو آپهای دیگران ویرایش میکنه!! جیک و جیک میکنه برات! :دی



!! آها ! : تتابع اضافات!!