بعد دوباره دویدم و دویدیم تو سرویسم که از همراهامون انقد خوشمان آمد که آخرش :
-ممل پاشو !!
-نیمیخوام !!
-ممل رسیدیم !!
-غلط کردیم !!
ا .. انگاری با اردو آخر سال اشتب شد جدی جدی
می خواستم الان پاکش کنم درستش کنم دیدم هم حیفه
هم واسه آیندگان عبرتیست به هرحال !! ![]()
ام خب در هر حال سوار اتوبوس شدنش که مشترک بود :دی !!
ما تو سرویس یه غلطی کردیم جو پترس ورمون داشت عین گونی گفتیم صندلی ما واس شوما ما می شینیم عقب !! خب حالا این قلمبه هه چیسته این عبب ؟!؟!؟!؟ هه !! موتورس (اصفونی) !! ؟؟ راس میگی !؟؟!؟! هه !! یعنی ما تا آخرش باید عین این خروسای الناز که میذاره رو آتیش برقصن بی ناموس شیم !؟!!؟ نبخوایم !!
در حال این تفکرات اصصصصصصصن لطیف بودیم که چشممون می افته به پنجره و برق می زنه !!! و این ممل است که کنار پنجره می نشیند !! بله
پنجره رو وا می کنیم می شم عین این موتورسوارا که لباسشون باد می کنه :دی !! هرچی بادی بیلدینگ بود پر
بعد به این نکته پی بردم که هر کلمه ای که من می گم اگه شامل "پ" "س" "ش" یا اندکی جوگیری باشه قطرات ریز آب با صورت فری برخورد می کنه =)) =)) =)) تاکید می کنم ریز !! بعد اگه بخواد تلافی کنه باز بر میگرده تو صورت خودش =))
می رسیم اول همه بچه ها به صورت طفلکی و گله ای ای (گفته باشم من چوپانما !) را می افتن طرف محوطه ایتام
نیازمند کمکهای سبزتان (الان علف می دن :-w) ![]()
بعدشم که می ریم به قلیونارو ![]()
را می افتیم بریم اکتشاف که می بینیم حکم رو ترجیح می دهیــــــــــــــــــــــــــم
البت ما شرطی بازی نکردیم
بعد میریم قصر بادی
هر لحظه منتظر بودیم بگه فیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس
با خانومها اژه ای و کرمی !!
گفتگوی مسئولین آنجا با مسئولین ما :
-ببخشید می شه مربیاشون مجانی برن !؟!؟!
-کیاشون !؟؟!!![]()
-ام .. مربی دیگه
از همینا که داد میکشن رم نکنن .. ام .. ینی .. مربی دیگه آقا ده !!
-بعد ببخشین همین قصر بادیه که اونجاستو می گین ؟!؟!؟!
- ا ؟!؟! مگه بهترشم دارین ؟!؟؟!؟! بلندترشو دارین بلندتره رو می خوایم ها !!(با لهجه تورچ سن هاا !!)
-آه
-ببخشین آب قند ندارین
اگه دارین که بدین بش اگه نه هم به من چه من می خوام برم بازی !!
ما هم که کفشارو غلاف کردیم و رفتیم اون بالا !! اولاش نازی نازی خجالتی بودیم بعد جورابامونو دراوردیم (یهو خلوت شد
) و مسابقه گذاشتیم از سرسره هه بریم بالا !! که خانوم کرمی اگه جلو میزد بنده خیلی ریلکس مچشو می گرفتم و دوباره روز از نو روزی از نو
البته در طول راه گیس و پا کشی بود که موهای من الان نصفش مرحومه ![]()
![]()
حالا مو به درک من دیروز رفته بودم حموم خب چرا شامپو حروم می کنی![]()
اون بالام یکم رو سرسره پریدیم (جو منو گرفت جیک جیکم کردم !!
) یکمم رو شیکم بچه ها بعد یکمم کردی رقصیدیم
همه اینا یه کمه ها
بعد تارزانی دیگر کشف کردیم که یه سرسره رو کامل می پرید
بنده م یه چیزی تو همون مایه ها(کمتر البت ) و از کمر ساقط شدم کلا !!
معلومم نیس کی نشسته رو دماغ ملیح من
همون روز یکی گفته بود دماغت قشنگه هاااا
خب این جهاز میمونه رو دست من ![]()
![]()
بعدشم که من دوچرخه یکیو قرض گرفتم بعد خوشم اومد
۱۰ دقیقه موند دستم کل اونجا رو دور زدم بعد که برگشتم دیدم یارو می گه نرین تو خاکی انگار
اسب سواریم داشت !! :دی ! از کنار یه اسبه رد میشدم واسش دوبس دوبس رفتم بعد دوستم که سوارش بود ( یا اسبه که سوار دوستم بود![]()
) گفت راننده هه دیده انگاری ! من اصن جنبه سوت یاد گرفتن ندارم انگار !! سووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت !!
بعدشم که دوباره حکم :دی !! که دیدیم انگار اون هیبت صفایی ایست که دارد می شتابد سوی ما (
)![]()
همه کیفا وسط :دی بعد به اژه ای گفتیم اینو ببر :دی داشت به صفایی می گفت خانوم صفایی اینجا بووووووو میده بریم یه جا دیگه قاقا بخرم :دی !! بیا بیا .. به کرمی گفتیم کمکش کنه برگشته داد می زنه خب حق دارن شما نباید بازی ممنوعه کنین ![]()
![]()
اژه ای کف کردا !!!! بعد اژه ای انگار نه انگار می گه خب راس می گن اصن چه معنی داره![]()
![]()
آخرشم که جم کردیم ![]()
رفتیم دوچرخه سواری که یارو شرلوک بازی دراورد مام دوچرخه شو انداختیم جلوش رفتیم ![]()
بعدم که دیگه ملت آب بازی کردن مام یکم زر زدیم (دوستان همدیگرو انداختن تو جوب
) البت اژه ای یه بطری آب ریخت تو یقه م ![]()
بعدشم بسه دیگه چه خبره !! برگشتیم
تو راه برگشت یکی از دوستان از دماغ چن نفر عکس انداخت ![]()
تو راهم بودیم که هر از گاهی فری می گفت باز تو تف کردی =))![]()
و .. پایان !!! :دی !!
پ.ن : حالا یکی دوباره بیاد حالی من کنه که تابستونه ![]()

