بهله بهله این منم من! (همون فری) من هنوس که هنوسه دیست نشده این لهجه ام!
میدونم میدونم من نهبودم یه مهدتی ! با دوشتان دسته جمی یفته بودیم زیارت!
نه نه ببشید رفته بودییم من یه پرنتزه (پرزنته) داشتم به عنوانه یه بچه ی شه شاله ی نابیخه! اببته با نام مسمعار ( مستعار) آناهیتا! منم باور کنید منم ( مماخمم اصصن دراز نشدش) بهدش دیده اومدم به شما ها عیدو تبریت بدمو اینا ( تبریک بگمو اینا)!
بهدش یادم افتادش که میخواسته ام درباره ی فهنگشازی (فرهنگسازی) صحبت بنمایم! حالا بهد عید فهلا هچی موخواید (مووو نه مو) بیفهنگی کنید (
) تا بهد چون من ته (که) بدم(بگم) دیده یاه بردشتی نیش ( راهه برگشتی نیست)
هل یوزتان نویوز نویوزتان پیبوز![]()


