خسته شدم اخه جگرافی خیلی زیاده!! ایش! نمیگن آخه مگز یه بچه شه شاله مگه چقد می کشه حالا من هی هیچی نیمیگم هی مگزم میکیشه خب پایه میشه دیده!! ( پاره میشه دیگه!!) هی سوهه استفاده میکنن از یه نابخه که اومده یاهنمایی اونم در اونفوان شه شالگی!! نمیدونن من میتونتم تو این سن چکارا که نکنم!!! نمیگن میتونستم با وسایهل نگاشی( وسایل آرایشی!!!) مامانی لو (روو)دیفار هنر نمایی کنم!!! نمیگن میتونستم بجای اینکه جگرافی بخونم بیم ( برم) رو شیمک (شکم) بابایم پر پر؟!؟؟ همینجوری میشه دیگه که نابخه هایو ( هارو) فرایی میدن بهد میگن کیهـ بود کیهـ بود فرار مگز ها بود!!
خخاصه املوز ( خلاصه امروز!!! ) اومده ام برای یکاله (یه کاره!) متفافت !!! من اینارو گفتم بابایی ام برام نوشت :
به نظر شما فرار مغز ها (همون نابخه )چگونه و چرا انجام میشود!؟
واقعا نظرتونو تو نظرا بگین ولی از گفتن چیزای کیلیشه ای خوداری کنید که همه اونارو شنیدیم!!!
واقعا چیه که باعث میشه همه ی اونایی که استعداد خوبی برای هر کاری دارن ( نه فقط نفرات اول المپیاد) حتی اونایی که بهترین کشاورز شناخته میشن چرا باید ایرانو ترک کنن و برن به کشور های دیگه؟ که خوب همه میدونن که کشور های اروپایی و جهان سومی هستند ( مسلما کسی پا نمیشه بره افغانستان!!)
فرار مغزها فرآيندي است كه بر محمل يك رابطه نامتعادل بين كشورهاي پيشرفته و كشورهاي كمتر توسعه يافته جهان سوم شكل مي گيرد.و طي آن نيروي انساني پرورده و نخبه از كشورها كمتر توسعه يافته به كشورهاي صنعتي ثروتمند توسعه يافته تر منتقل مي شود. نتيجه نهايي اين فرايند به سود خالص كشورهاي صنعتي و زيان خالص كشورهاي جهان سوم است.
اصطلاح فرار مغزها را براي نخستين بار انگليسي ها به كار بردند.فرار مغزها ريشه در روابط تاريخي آمريكا و انگلستان داشت و بيانگر انگيزش مهندسها و پزشكان انگليسي براي مهاجرت به آمريكا، با هدف كسب درآمد بيشتر و دستيابي به محيط كار مناسبتر در كشور مقصد بوده است.
مفهوم اين واژه در بيشتر زبانهاي اروپايي به معناي به سوي خود كشيدن و جذب مغزهاي پرورده است .در حالي كه معادل فارسي اين اصطلاح، مفهوم فرار كردن و دفع را با خود دارد. در مصر به آن لقب دزدي مغزها دادهاند.
من خب خودم یه سری دلایل میبینم برای اینکه بعضی ها فرار کنم! من مطمئنم چون من هنوز جوان و خام و نپخته ام فعلا دارم این حرفارو میزنم اما بزارین بگم باشه؟
۱- موقعیت ها ی بیشتر برای تحصیل
۲- کلاس بالا تر ( بهضیا میگن فرهنگ اما اگه قراره فرهنگ ما پایین باشه خب برمیگرده به خودمون چرا که ما از تمدن بیشتر برخورداریم حالا من راجع به فرهنگ سازیم صحبت میکنم!!!)
۳- عشق . حال
۴- تبلیغات اونور
۵- قوانین مزخرف اینور
۱- موقعیت واقعا برای تحصیل بیشتره چونکه نه کنکور هست نه مجبورند برای اینکه وارد دانشگاه بشن عربی بخونن در این مورد حق با اوناست خوب اما در این مورد میشه تحصیل رو کرد و با یه مدرک مهتبر برگشت نه؟!
۲- کلاس بالاتر خوب اینم برای خودش دلیلیه اما اینجا هم میشه کلاستونو ببرین بالا
۳-عشق و حالم که بعضی عوامل مثل آزادی حجب باعث میشه که اونور رو به اینجا ترجیح بدن اما واقعا اینقدر مهمه؟!
۴- دیدن فیلمهایی که فقط قسمتی از زندگی اونورهازو نشون میدنن هم موثره خب اما اونجا هم بالا شهر و پایین شهر داره اونجا هم فقر و آدم دزدی داره و خداییش فیلمهایی هم هست که هردورو نشون بده
۵- اینکه در قانون اینجا زن نصف مرده و .... خیلی مزخرفه و من راهی برای توجیهش نمیبینم!!!
دیگه من چشام خسته شد اینقدر به نیمه ی پر لیوان ذل زدم!!!
ولی بیاید ایرانو نگه داریم توروخدا
داشتم یه فیلمیو میدیدم که زمان شاهو نشون میداد اون موقع لباسها مثل انگلیسی ها بود
الانم که همه عین عربا میپوشند پس ما کی عین ایرانی ها میشیم!؟
بیاید ایرانی بمونیم

